یکشنبه دوازدهم شهریور 1385
مقابله با پديده بيابانزايي در كشور
سطح ملي :
بيابانزايي به معني تخريب سرزمين و كاهش توان تولیدی آن به هيچ وجه معضل جديدي نبوده ، بلكه بخشي از پديده توسعه طبيعي كشور ما بشمار مي آيد. اكوسيستم اراضي خشك حدود 78 ميليون هكتار از اراضي ايران را در بر مي گيرد كه از اين ميزان اراضي بياباني شده و بيابانها بالغ بر 32 ميليون هكتار است. بيابانزايي مانع اوليه توسعه پايدار بشمار مي آيد. بيابانزايي نتيجه بهره برداري بی رویه از منابع توسط عوامل انساني و اثرات پديدههاي طبيعي نظير تغيير اقليم مي باشد. در گذشته برخي اوقات اعتقاد بر اين بود كه اثرات بهره برداري نامناسب از منابع طبيعي و مديريت نادرست محيط زيست در يك منطقه تنها محدود به همان منطقه و مناطق همجوار آن مي شود. ليكن امروز، اين مسئله ثابت گرديده كه اثرات اين معضل مي تواند به وسعت كره زمين باشد.
در اين ارتباط، مي توان اذعان داشت كه مرزهاي جغرافيايي در مسائل مربوط به منابع طبيعي و محيط زيست تنها خطوطي فرضي روي نقشه جغرافيايي بوده و نمي توانند مانعي براي توسعه اين معضل بشمار آيند. بيابانزايي مهمترين مشكل موجود در اراضي خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب بوده و ابعاد اين مسئله تمامي مناطق را در سطح جهاني در برگرفته و تهديدي براي امرار معاش بيش از 900 ميليون جمعيت جهان بشمار مي آيد. اهميت اين مسئله جامعه جهاني را برآن داشت تا نسبت به برقراري معاهده مقابله با بيابانزايي در سال 1994 اقدام نمايد. جمهوري اسلامي ايران به مدد 40 سال تجربه موفق در امر مديريت منابع طبيعي و تثبيت شنهاي روان و مبارزه با بيابانزايي سهم بزرگي را در تدوین اين معاهده به خود اختصاص داده است اين كشور در سال 1996 كنوانسيون را تصويب نموده است.
كنوانسيون موضوع مقابله با بيابانزايي را در سطح ملي با اجراي برنامه اقدام ملي و در سطح منطقه اي از طريق شبكه هاي موضوعي مطرح كرده است. باور عمومي بر اين است كه اجراي برنامه نه تنها در نهايت منجر به كاهش بيابانزايي و تعديل اثرات منفي خشكسالي مي شود، بلكه منجر به توسعه پايدار ميگردد. به عبارت ديگر مي توان گفت موضوع كنوانسيون بيابانزدايي و توسعه پايدار با يكديگر مرتبط مي باشند و لذا با توقف تخريب اراضي و ريشه كني فقر در ارتباط مستقيم هستند.
پيش از تصويب كنوانسيون و در طي 40 سال گذشته ، ايران تلاشهاي چشمگيري را در جهت مبارزه با بيابانزدايي انجام داده است كه حاصل آن شامل تثبيت بيش از 2 ميليون هكتار تپه هاي ماسه اي متحرك و اراضي بياباني بوسيله استفاده از مالچهاي نفتي و جنگلكاري بوده است. همچنین توسعه زيست محيطي و فنآوري و تشويق دانش سنتي در اصلاح و احياء فضاي سبز در اراضي تخريب شده و در نهايت احياء بيش از 10 ميليون هكتار از اراضي مرتعي در مناطق خشك و نيمه خشك ايران با همكاري نزديك دامداران و عشاير از جمله فعالیت های دیگر بیابانزدایی در کشورمیباشد.
برنامه اقدام ملي بيابانزدايي دلايل اساسي تخريب سرزمين راه مطرح مي كند و ميزان فعاليتهاي لازم براي جلوگيري و يا كاهش اين عوامل را تعيين مي كند. باتوجه به اهمیت موضوع کنوانسیون بیابانزدایی ، دولت جمهوري اسلامي ايران بخش بزرگي از درآمد ملي خود را به مقابله با بیابانزایی و كاهش اثرات خشكي اختصاص داده است. بعد از چند سال چالش بين دستگاههاي مختلف دولتي و بخش خصوصي و بهره برداران برنامه اقدام ملي بيابانزدايي ايران آماده بوسيله نهادهاي مربوطه مانند كميته ملي بيابانزدايي تصويب گرديد. هدف كلي در اين راستا استفاده موثر و محدود از منابع موجود مي باشد.


