چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387
به بهانه روز جهانی مقابله با بیابان زایی
در پي تصميمات كنفرانس زمين در 1992 در برزيل كه سازمان ملل را ملزم به تهيه سه كنوانسيون زيست محيطي، تغييرات اقليمي، تنوع زيستي و مقابله با بيابانزايي نموده بود، پس از دو سال تلاش اعضاء سازمان ملل در تهيه و تدوين كنوانسيون مقابله با بيابانزايي و تعديل آثار خشكساليها، در سال 1994 مجمع عمومي سازمان ملل متحد روز 17 ژؤئن را (روز به تصويب رسيدن كنوانسيون توسط اعضا را) با هدف افزايش آگاهي عمومي در خصوص عوامل تخريب سرزمين و تهيج مردم و دولت مردان براي برنامهريزي و اجراي بهتر برنامهها و فعاليتها به منظور مقابله با بيابانزايي به عنوان روز جهاني مقابله با بيابانزايي اعلام نمود. شعار روز جهاني مقابله با بيابانزايي در سال 2008 "مقابله با تخريب سرزمين براي كشاورزي پايدار" اعلام گرديده است. اين شعار به خوبي مؤيد اين نكته است كه چنانچه جامعه جهاني در پي پايداري توليد در كشاورزي است بايد بتواند با برنامهريزي عوامل تخريب سرزمين را كنترل نمايد. اين شعار در پي كاهش توليد محصولات كشاورزي غذايي، به خطر افتادن امنيت غذايي در تعداد زيادي از كشورهاي در حال توسعه و به دنبال آن افزايش جهاني قيمت غذا در سال گذشته مطرح شد.

بيابانزايي چيست و آثار آن كدام است؟
بيابانزايي عبارت است از تخريب اراضي در مناطق خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب كره زمين(U.N., 1994) و كاهش توان توليد بيولوژيك اراضي كمترين نتيجه تخريب اراضي و بيابازايي است كه به فقير شدن بيشتر ساكنين اين مناطق خصوصا آنهايي كه وابستگي معيشتي بالايي به سرزمين دارند مي انجامد.
اراضی خشک حدود 47 درصد سطح كره زمين را در بر می گيرند اما تنها حدود يك سوم مردم دنيا در اين مناطق ساکن هستند. اين اراضي از نظر توان توليد بيولوژيك و پتانسيل حمايت جمعيت انساني معمولا كم ظرفيت هستند و بيشتر جمعيت ساكن در اين مناطق در روستاها زندگي مي كنند كه از جمعيت ساكن در ساير مناطق نيز فقيرتر هستند. عمدتا از اين واقعيتهاي آماري چنين استنباط مي شود كه اراضی خشک از نظر زيست محيطي، اقتصادی و اجتماعی مناطقی غير قابل سکونت به شمار می روند. لذا شرايط سخت حاكم بر اين مناطق باعث شده كه به طور طبيعي هزينههاي زيستن و تامين نيازهاي جوامع محلي ساكن در مناطق خشك گاها از نيازهاي مردم در ساير جوامع نيز فراتر باشد. تأمين اين نيازها با توجه به ديدگاه سنتي برنامهريزان كشور كه بعضا منابع آب و خاك را خرج توسعه و تأمين نيازهاي متنوع جوامع محلي و يا شهري مي كنند و اين واقعيت كه مناطق خشک از قابليت توليد زيستي كمتري نسبت به ساير مناطق برخوردارند؛ فقر مردم اين مناطق به طور معمول با کاهش مداوم قابليت توليد اندک اراضی خشک در ارتباط است كه به آن بيابانزايي گفته مي شود.
عوامل اصلي بيابانزايي عبارتند از:
• از بين بردن پوشش گياهي و جنگل زدايي
• تخليه مواد مغذي خاك از طريق كشاورزي
• توسعه شهري در اراضي مستعد كشاورزي
• آبياري غلط
• آلودگي منابع آب، خاك و هوا
روز جهانی مقابله با بيابانزايي و اثرات خشكساليها در سال جاری با شعار " مقابله با تخريب سرزمين براي كشاورزي پايدار" برگزار می گردد . اين شعار از اين نقطه نظر انتخاب شده است که آثار بيابانزايي جز تخريب سرزمين و كاهش توان زيستي و توليدات زيستي آن نيست. بنابراين اگر مي خواهيم به پايداري توليد در كشاورزي و رفع فقر و محروميت از چهره توليد كنندگان محصولات كشاورزي بپردازيم بايد با رعايت اصول كنوانسيون مقابله با بيابانزايي در حفاظت از منابع آب و خاك و به كارگيري فنآوريهاي جديد نهايت بهرهوري را در توسعه پايدار كشاورزي داشته باشيم.
بیابانزایی اعم از اینکه نتیجه بهره برداری بیش از توان اکولوژیکی سرزمین باشد و یا حاصل پدیده طبیعی تغییر اقلیم، نه تنها مانع اولیه توسعه پایدار و موجب عدم پايداري در كشاورزي است بلکه با تخریب سرزمین شرایط اضمحلال جوامع و تمدنها را فراهم مي كند. بنابراين تعریف معادل بیابانزایی، تخریب سرزمین كه تخریب منابع تولید را نشانه می گیرد و منجر به:
- كاهش توليد بيولوژيك
- نقصان حاصلخيزي خاك
- ناپايداري نظامهای توليدی
- فروپاشي شيوه هاي معيشت
- تهديد ساختارهاي اقتصادي اجتماعي مناطق تحت تاثير
- توسعه فقر و نابرابري هاي اجتماعي
- و تشديد بيكاري می گردد
و در نهايت رها سازي منابع توليد و مراكز زيستي، گسترش مهاجرتهاي زيست محيطي و كاهش كيفيت زندگي در جوامع تحت تاثير را به همراه داشته باشد. در این ارتباط می توان اذعان داشت که مرزهای جغرافیایی در مسایل منابع طبیعی و محیط زیست تنها خطوط فرضی روی نقشه جغرافیایی بوده و اثرات تخریب منابع طبیعی در مناطق متاثر براحتی به خارج از مرزهای جغرافیایی سرایت می کند و آن مناطق را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. (طوفانهاي گرد و خاك كه بخشهاي عمده كشور ما را در سال جاري تحت تاثير خود قرار داده حاصل بيابانزايي در كشور همسايه غربي ما به خوبي مؤيد اين مطلب است كه در صورت ادامهدار بودن اين وضعيت قطعا در آيندهاي نزديك شاهد مهاجرتهاي زيست محيطي از اين منطقه خواهيم بود)
اين نتايج و پيامدها از مصاديق بارز پديده بيابانزايي هستند. از منظر تاثیر بیابانزایی در تخریب زیر ساختهای اقتصادی و زیست محیطی کشورها و سرایت اثرات بیابانزایی به سایر مناطق است که این موضوع به یک معضل و مقوله جهانی تبدیل شد و جامعه جهانی را به تهیه و تصویب معاهده بین المللی مقابله با بيابانزايي و تعديل آثار خشكسالي ترغیب نمود.
شكل گيري كنوانسيون جهاني مقابله با بيابانزايي و كاهش اثرات خشكساليها
سه چالش جهاني كمبود آب شيرين، تغييرات اقليمي و گرمايش جهاني و تخريب سرزمين و بيابانزايي آنقدر جدي بود كه جامعه جهاني را وادار به برگزاري اولين و بزرگترين نشست سران كشورهاي جهان تحت عنوان كنفرانس زمين در سال 1992 ميلادي در برزيل كرد. اين سه پديده آنقدر با هم مرتبط هستند كه نمي توان يكي را بر ديگري غالب دانست و يا يكي را مسبب ديگري قلمداد كرد. ولي پیامدهای مخرب ناشی از اين سه پديده، جامعه جهانی را بر آن داشت تا اقدامات اساسی را در سطح بینالمللی به مرحله اجرا در آورد. در این راستا در دستور کار 21 ملل متحد، اهتمام جهانی برای اتخاذ راهکارهای مناسب پیش بینی گردید و متعاقب آن در نشستهای متعدد بینالدول سه كنواسيون جهاني تغييرات اقليمي، تنوع زيستي و مقابله با بيابانزايي و كاهش اثرات خشكساليها شكل گرفت. كنوانسيون جهاني مقابله با بيابانزايي و كاهش اثرات خشكساليها در تاريخ 17 ژوئن 1994 به تصويب اعضا رسيد. در تاريخ 9/10/ 75 از تصويب مجلس شوراي اسلامي گذشت و عملا كشور ما جزء متعاهدين به اين معاهده جهاني در آمد. و نهايتا با تاييد بيش از 50 مجلس قانون گذاري دنيا از سال 1996 بعنوان یک مکانیزم مناسب جهانی برای اجرای سیاستهای هماهنگ در مهار و کنترل بیابانزایی شروع بکار نمود. و در حال حاضر 193 كشور به عضويت آن در آمده اند.
بعد از عملياتي شدن كنوانسيون در سال 1996 و طي 10 سال تا سال 2006 دنيا تغييرات زيادي داشته است. اقدامات كشورهاي عضو و تجارب آنها طي اين مدت، در سال 2007 در مادريد منجر به تدوين راهبرد دهساله آينده اين معاهده گرديد كه بنام طرح و چارچوب راهبرد دهساله معروف شد. در اين راهبرد مقابله با بيابانزايي، تخريب سرزمين و خشكي به عنوان چالشهاي اساسي زيست محيطي جهاني ديده شده كه توجه ويژه جامعه جهاني را مي طلبد. تحت شرايط جديد تغييرات اقليمي و حدوث كاهش نهاده و سرمايههاي طبيعي مانند آب و خاك، اهداف اين برنامه راهبردي بر تجميع همكاريهاي جهاني بر كاهش روند بيابانزايي و در نهايت منفعت رساني به مردم و اكوسيستم در تمام سطوح از طريق رسيدن به توسعه پايدار نهاده شده است. اهداف استراتژيك اين طرح روي تقويت و بارآوري اراضي، مديريت پايدار خدمات و كالاهاي اكوسيستم،حفاظت منابع آب و خاك و بهرهمندي مردم مناطق تخريب يافته از ساير معيشتهاي جايگزين. بنابراين، اين راهبرد بر توجه روي چند چالش جهاني از جمله كمبود آب شيرين، امنيت غذايي، تغييرات اقليمي و تنوع زيستي تاكيد دارد.
الزام به اجراي مفاد كنوانسيونهاي جهاني:
وقتي كشوري به يك معاهده جهاني مي پيوندد بايد تمام مواد و بندهاي آنرا به طور دقيق اجرا نمايد. به عبارت ديگر دولت های جهان به روشنی الزامات پرشمار، مهم و مسئولیت آوری را در جهت جلوگيري از تخريب سرزمين، محرومیت زدایی و توسعه انسانی پایدار پذیرفتهاند و بر وظایف سنگین خویش اعتراف کرده و بر اجرای آنها متعهد شدهاند و این فرصت را فراهم آوردهاند که از این پس رهبران و مصلحان اجتماعی و نهادهای مدنی همچون اتحادیههای صنفی، رسانههای متعهد مردمی و بالاخره سازمانهای مردم نهاد از دولتها درباره تعهداتشان پرسش کنند و آنها را به نقد بکشانند.
چه بايد كرد؟
براي اجراي كنوانسيون مقابله با بيابانزايي توجه به طرح و چارچوب راهبرد دهساله تدوين شده مي تواند كارساز باشد از جمله اجراي ماده 10 كنوانسيون يعني تهيه و اجراي برنامه اقدام ملي مي تواند محور اصلي باشد مشروط بر اينكه اين برنامه در قالب برنامههاي چشم انداز نظام و برنامههاي دورهاي پنجساله اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جاي داده شود. هدف برنامه اقدام ملي شناسايي عوامل موثر بيابانزايي و معيارهاي عملي مقابله با بيابانزايي و كاهش اثرات خشكساليها است. اين برنامه بايد:
1- همراه با استراتژي بلند مدت مقابله با بيابانزايي و كاهش اثرات خشكساليها باشد و بر اجرا تاكيد داشته باشد و در سياستهاي ملي براي توسعه پايدار ادغام گردد.
2- به اجراي روشهاي پيشگيري از تخريب اراضيي كه هنوز تخريب نشدهاند توجه ويژه نمايد.
3- تواناييهاي هواشناسي، آب شناسي، آب و هوايي در سطح ملي و سيستمهاي هشدار دهنده خشكساليها را تقويت كند.
4- اصلاحات متناسب با تغيير شرايط را جازه داده و در سطح محلي براي تطبيق با شرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و ژئوفيزيكي به اندازه كافي انعطاف پذير باشد. همچنين :
5- تقويت آمادگي در مقابله با خشكساليها و مديريت شامل طرحهاي پيش بيني خشكسالي در سطوح محلي، ملي، زير منطقهاي و منطقهاي
6- تاسيس و يا تقويت سيستمهاي امنيت غذايي به نحو مناسب، شامل تسهيلات ذخيره سازي و بازاريابي بخصوص در مناطق روستايي
7- توسعه برنامههاي آبياري پايدار
8- تاسيس ساير پروژههاي معيشتي جايگزين كه مي تواند منبع درآمدي براي مناطق در معرض خشكسالي باشد. اعتلاي شيوههاي معيشتي جايگزين و بهبود محيطهاي اقتصاد ملي به منظور تقويت برنامههاي فقرزدايي و تضمين امنيت غذايي، تقويت مديريت پايدار منابع طبيعي، فعاليتهاي كشاورزي پايدار، توسعه و استفاده موثر از منابع گوناگون انرژي خصوصا انرژيهاي پاك و افزايش آگاهي عمومي و ...
حفاظت از اراضي و خاك به عنوان يكي از ملزومات اساسي موضوع تغييرات اقليمي براي تامين اهداف هزاره از جمله فاكتورهاي اساسي مثل جلوگيري از مهاجرتهاي زيست محيطي، كاهش عوامل درگيريهاي اجتماعي و كاهش اثرات منفي حوادث طبيعي ناگوار مي باشد. اين پديده در آفريقا جامعه جهاني، خصوصا كشورهاي توسعه يافته اروپايي را به هراس انداخته است. به طوري كه دليل علاقهمندي اين كشورها به سرمايهگذاري در كاهش عواقب بيابانزايي در اين كشورها بيشتر از اين منظر برايشان توجيه پذير است كه مانع مهاجرتهاي زيست محيطي از اين قاره به سوي اروپا شوند. ضمن اينكه اين كمكها براي نشاندادن ژست رفتارهاي انساني توسط اين كشورها كه همواره يكي از اهرمهاي عوام فريبي آنها بوده است نيز لازم مي باشد.
اعلامیه اهداف توسعه هزاره ابعاد محرومیت انسانی را در 8 بند مورد توجه قرار داده و به دنبال همگرایی فعالیتهای جهانی برای خروج نسل بشر از آنها می باشد:
1- فقر و گرسنگی
2- بی سوادی و عدم دسترسی به آموزش مناسب
3- بیکاری جوانان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن
4- محرومیت زنان و نابرابری جنسیتی در دسترسی به منابع قدرت
5- عدم توجه به اصول توسعه پایدار به ویژه تخریب منابع زیستی
6- عدم دسترسی به بهداشت مناسب برای کودکان و مادران و ...
7- شیوع بیماری های واگیردار
8- عدم وجود روحیه تعاون و همکاری بین جامعه جهانی
بندهاي 1، 3 و 5 اين اعلاميه يعني (فقر و گرسنگی، بیکاری جوانان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن و عدم توجه به اصول توسعه پایدار به ویژه تخریب منابع زیستی) به طور مستقيم با تخريب سرزمين و ناپايداري كشاورزي ارتباط دارد. از اين جهت افرادي كه زندگي و معيشت آنها به توليدات زيستي سرزمين بستگي دارد در اثر وقوع بيابانزايي بيش از ديگران آسيب مي بينند. به همين ترتيب كشورها و جوامعي كه اقتصاد آنها بر پايه توليدات زيستي و با تكيه بر توان زيستي سرزمين استوار است بيش از ديگر كشورها در شرايط خشكسالي و يا تخريب سرزمين آسيب مي بينند. لذا پرداختن به اهداف كنواسيون مقابله با بيابانزايي و تعديل آثار خشكسالي خود بخود بخش اعظم اهداف اعلاميه هزاره را پوشش مي دهد.
برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي
ماده 10 معاهده جهاني مقابله با بيابانزايي كشورهاي عضو را متعهد و موظف كرده است براي اجراي اين معاهده در كشور، سندي جامع تحت عنوان برنامه اقدام ملي تدوين نمايند. اين سند در ايران تقريبا بعد از حدود 10 سال با همکاری سازمانهای مسئول و تاثیرگذار و مشارکت جوامع مدنی تدوین گردید. اين برنامه از اين جهت كه بايد نشان از روحيه و نمایانگر عزم ملی کشور جهت مواجه اصولی با موضوع بیابانزایی و راهبردهای کلان برای حفاظت و اصلاح و احیای مناطق تخریب یافته باشد، منطبق با این اهداف كنوانسيون مي باشد.
- اصل اول در تهيه و اجراي برنامه اقدام ملي اين است كه موفقیت در مقابله با بیابانزایی مستلزم فعالیتهای هماهنگ و رهیافت یکپارچه جهت بهبود اقتصاد و معیشت مردم محلی،
- اصل دوم رويكرد جامع نگردر تدوين و اجراي برنامه هاي هماهنگ با تكيه بر حفاظت از منابع بايه توليد و بهره برداري اصولي از منابع آب و خاك و جنگل و مرتع
- اصل سوم مشاركت واقعي مردم در برنامه ريزي و اجرا كه زماني تحقق خواهد يافت كه مردم منافع كمي و كيفي از مشاركت را به طور عيني ببينند. لذا چهارچوب برنامه اقدام ملی مقابله با بیابانزایی جمهوری اسلامی ایران ضمن پوشش محورهاي اصلي برنامههاي توسعه اقتصادي، اجتماعي بر ارکان مترقي زیر استوار است:
1- شناسائی و کنترل عوامل موثر بر بیابانزایی
2- حمایت از مدیریت پایدار منابع طبيعي از طریق حفاظت، احیاء، توسعه و بهرهبرداری پایدار از آنها
3- حمایت از معیشت پایدار در مناطق مبتلابه و معيشتهاي جايگزين از طریق افزایش درآمدها، اشتغالزایی و بهبود استانداردهای اقتصادی و اجتماعی
4- تقویت نقش جوامع محلی و توانمندسازی آنها به منظور مشارکت در تصمیم گیری، برنامهریزی، طراحی، اجرا، نظارت و ارزیابی
لذا برای دستیابی به سیستمی هماهنگ و منسجم متکی بر ارکان فوق، مجموعهای از برنامههای بخشی و فرابخشی با هماهنگی و همکاری نهادهای مرتبط با موضوع برنامههای مقابله با بیابانزایی تصویب گردیده است. در قسمت برنامه های فرابخشی مواردی نظیر:
- جلب مشارکت مردمی و آموزش های عمومی
- استمرار سیاست برنامه تنظیم جمعیت
- برنامه های فرهنگی و اطلاعرساني
- توسعه تحقیقات کاربردی و تلفیق آن با دانش بومی
- اصلاح قوانین
- ساماندهی تشکیلاتی
- برنامههای تعدیل آثار خشكسالي و
- مدیریت پایدار منابع انرژی
مورد تاکید قرار گرفته است .
همچنین در قسمت برنامههای بخشی و در مورد آب، خاک، کشاورزی توجه ویژهای به موارد زیر معطوف گردیده است .
- مدیریت پایدار اراضی کشاورزی
- مدیریت پایدار منابعطبيعي تجدید شونده
- مدیریت پایدار منابع آب
هرچند تا این زمان براي تحقق موارد پیش گفته جهت گیریهای مناسبی در دستگاههاي برنامهريزي و اجرايي كشور صورت گرفته كه به عنوان مثال میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
- تشكيل كميته ملي مقابله با بيابانزايي با مشاركت 6 وزارتخانه و 4 سازمان مستقل
- رويكرد كاهش مصرف سوختهاي فسيلي با اجراي قانون سهميهبندي
- تلاش در جهت رعايت اصل جامعنگری و تحقق اصول یکپارچه نگری در تدوين برنامهها و فعاليتهاي توسعهاي كشور
- توجه ویژه به موضوع بنیان گذاری و تقویت سیستم هشدار اولیه هواشناسی به منظور اعمال تحقق تعدیل آثار خشكسالی
- تشكيل ستاد خشكسالي و اختصاص اعتبارات لازم براي مديريت بحران
- تدوین دستورالعمل اصلاح و بهبود روشهای آبیاری به همراه فراهم كردن تسهيلات بانكي كم بهره به منظور امکان صرفه جویی در مصرف آب و استفاده بهینه از آن
- بسترسازی به منظور تقویت و توسعه اکوتوریسم مناطق بیابانی با هدف تنوع بخشی شیوههای معیشت و ارتقاء سطح درآمد ساکنان مناطق بیابانی
الزامات آتي كشورها در راه اجراي كنوانسيون
ولي تا زماني كه برنامه بلندمدت اقدام ملي براي مقابله با بيابانزايي در برنامه هاي پنجساله توسعه اقتصادي اجتماعي كشور گنجانده نشود اميدي به اجراي يكپارچه و جامع آن وجود ندارد.
در پايان در ارتباط با اتخاذ تدابیر لازم در جهت تسهیل درامور و دستیابی به اهداف کنوانسیون پیشنهاد می گردد :
1. تصویب سیاستهای کلان نظام برنامهريزي كشور در راستای اهداف و اصول مورد تاکید کنوانسیون مقابله با بیابانزایی و کاهش اثرات خشکسالی ملل متحد در هيئت محترم دولت
2. بررسی و تصویب برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و تصمیم گیری در خصوص لزوم بازنگری در آن در هيئت محترم دولت و ملزم نمودن ساير وزارتخانهها و نهادهاي مرتبط در اجراي مفاد برنامه اقدام ملي
3. نظارت عالی بر روند هماهنگی سیاستها و فعاليتهاي بین بخشی در اجرای برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی
4. بررسی و تعیین مکانیزمهای تامین مالی و اعتباری لازم برای اجراییکردن برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالي
5. فراهم كردن ابزار قانوني و تشكيلاتي لازم براي بهرهمندي از امكانات و تسهيلات بين المللي
6. ایجاد زمینههای مناسب جهت مشارکت هر چه فعال جوامع محلی و نهادهای مدنی در فرایند تصمیمگیری و تصمیمسازی و اجرای برنامه اقدام ملی در سطوح مختلف
7. برنامهریزی در تقویت همکاریهای زیر منطقهای ، منطقهای و بینالمللی در امر مقابله با بیابانزايی
8. حمایت از فعالیتهای علمی پژوهشی كاربردي و فنی در راستای مقابله با بیابانزایی
9. تلاش در جهت گسترش همكاريهاي متقابل كنوانسيونهاي مقابله با بيابانزايي، تغيير اقليم و تنوع زيستي در كشور و منطقه


