چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385
برنامههاي مقابله با بيابانزايي در سطح منطقه اي
بر پايه كنوانسيون مقابله با بيابانزايي كشورهاي در معرض خطر بايد در اجراي برنامه ها و فعاليتهاي بيابانزدايي خود براي مديريت پايدار سرزمين، ارتباطات منطقه اي و يا چند جانبه داشته باشند. براي همكاريهاي علمي و فني و تقويت موسسات مرتبط، دبيرخانه كنوانسيون مقابله با بيابانزايي 6 برنامه موضوعي را در قالب شبكه هاي منطقه اي سازماندهي كرده است. براي همكاريهاي منطقه اي مقابله با بيابانزايي در همين ارتباط جمهوري اسلامي ايران بدليل حسن شهرت خود در آسيا در زمينه مديريت مراتع و تثبيت شنهاي روان بعنوان ميزبان اين شبكه موضوعي انتخاب گرديد. از نقطه نظر تشكيلاتي، فن آوري، تحقيقاتي و ظرفيتهاي آموزشي و تواناييهاي ايران، كشور ما مي تواند با ديگر كشورهاي منطقه در زمينه فعاليتهاي مقابله با بيابانزايي همكاري كند.
منابع انساني و مالي قابل توجهي به اجراي طرحهاي احياء اراضي بياباني و خشك تخصيص داده شده كه در زمينه مديريت مرتع ، تثبيت شن واستحصال آب ، كنترل سيلاب و جنگلداري صرف شده است. در نواحي خشك موفقيت هاي خوبي هم در زمينه اجراي پروژه هايي كه دولت مجري آنها بوده و هم پروژه هايي كه از طريق مردم با هدايت دولت به اجرا در آمده حاصل شده است. با توجه به اين توانائيها جمهوري اسلامي ايران به عنوان ميزبان شبكه سوم شبكه هاي منطقه اي ( شبكه مرتع و تثبيت شن) به كارگزاري سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيزداري كشور انتخاب شد. همكاري ساير بخشهاي درون وزارتخانه اي و سازمانهاي ملي، منطقه اي و بين المللي مي تواند پيشنهادات اجرايي و كمكهاي ارزشمندي را به ساير كشورهای منطقه ارائه نمايد.
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385
اهداف اصلي تنظيم برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي
2- ايجاد سيستمهاي هشدار سريع خشكسالي
3- افزايش آگاهيها و رشد مقبوليت اجتماعي با محوريت حفاظت از محيط زيست و استفاده اصولي از منابع پايه
4- حفظ محيط زيست و ذخيره گاههاي اكولوژيكي
5-تثبيت تپه هاي ماسه اي روان در مناطق بحراني و تبديل اراضي شني و لم يزرع به اراضي توليدي
6- توسعه برنامه هاي آبياري پايدار
7- كشاورزي پايدار و مديريت صحيح پوشش گياهي طبيعي، آب و خاك توسط كشاورزان كه در نتيجه منجر به افزايش توليدات كشاورزي و سودآوري اين حرفه مي شود.
8- تشويق مشاركت عمومي در برنامه ريزي و فعاليتهاي مقدماتي براي يافتن شكل كاربري و بهره برداري صحيح اراضي كه هر دو در طولاني مدت منجر به كاهش فقر و توقف تخريب سرزمين مي شود.
9- كاهش مهاجرت به نواحي شهري از طريق توسعه اقتصادي اجتماعي جوامع روستايي و تاسيس يك الگوي معيشتي جايگزين كه تامين كننده درآمد در نواحي مستعد به خشكي است.
برنامه هاي توسعه طولاني مدت و استراتژي مديريت منابع طبيعي در ايران بر پايه توسعه پايدار با ديدگاه عمدتاً حفاظتي استوار مي باشد. بعضي از عناصر اين استراتژي عبارتند از :
1- اجراي برنامه هاي حفاظت خاك و مديريت آبخيز در سطح ملي از طريق مشاركت
2- حفاظت جنگل و مرتع و اجراي عادلانه و با ثبات برنامه هاي توسعه پايدار اكولوژيكي
3- برنامه جايگزيني سوخت فسيلي در جوامع عشايري ، اين برنامه پايه توسعه جنگل و سيستمهاي اكولوژيكي ديگر است
4- ارتقاء و توسعه مشاركت جوامع روستايي در مديريت و بهره برداري مراتع و جنگلها كه در كل به حفاظت منابع طبيعي مي انجامد.
5- توسعه برنامه هاي پايدار براي مقابله با فعاليتهاي بيابانزا
6- مشاركت فعال مردم در فعاليتهاي مديريت آبخيز
7- كنترل سيل و استحصال آب و بهره برداري از آبهاي سطحي
8- تهيه و اجراي طرح ملي آمايش سرزمين براي پايداري و كارآمد نمودن مديريت منابع طبيعي
9- مديريت مراتع بر پايه مديريت جامع منابع متكي بر اصول توسعه پايدار
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385
مقابله با پديده بيابانزايي در كشور
سطح ملي :
بيابانزايي به معني تخريب سرزمين و كاهش توان تولیدی آن به هيچ وجه معضل جديدي نبوده ، بلكه بخشي از پديده توسعه طبيعي كشور ما بشمار مي آيد. اكوسيستم اراضي خشك حدود 78 ميليون هكتار از اراضي ايران را در بر مي گيرد كه از اين ميزان اراضي بياباني شده و بيابانها بالغ بر 32 ميليون هكتار است. بيابانزايي مانع اوليه توسعه پايدار بشمار مي آيد. بيابانزايي نتيجه بهره برداري بی رویه از منابع توسط عوامل انساني و اثرات پديدههاي طبيعي نظير تغيير اقليم مي باشد. در گذشته برخي اوقات اعتقاد بر اين بود كه اثرات بهره برداري نامناسب از منابع طبيعي و مديريت نادرست محيط زيست در يك منطقه تنها محدود به همان منطقه و مناطق همجوار آن مي شود. ليكن امروز، اين مسئله ثابت گرديده كه اثرات اين معضل مي تواند به وسعت كره زمين باشد.
در اين ارتباط، مي توان اذعان داشت كه مرزهاي جغرافيايي در مسائل مربوط به منابع طبيعي و محيط زيست تنها خطوطي فرضي روي نقشه جغرافيايي بوده و نمي توانند مانعي براي توسعه اين معضل بشمار آيند. بيابانزايي مهمترين مشكل موجود در اراضي خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب بوده و ابعاد اين مسئله تمامي مناطق را در سطح جهاني در برگرفته و تهديدي براي امرار معاش بيش از 900 ميليون جمعيت جهان بشمار مي آيد. اهميت اين مسئله جامعه جهاني را برآن داشت تا نسبت به برقراري معاهده مقابله با بيابانزايي در سال 1994 اقدام نمايد. جمهوري اسلامي ايران به مدد 40 سال تجربه موفق در امر مديريت منابع طبيعي و تثبيت شنهاي روان و مبارزه با بيابانزايي سهم بزرگي را در تدوین اين معاهده به خود اختصاص داده است اين كشور در سال 1996 كنوانسيون را تصويب نموده است.
كنوانسيون موضوع مقابله با بيابانزايي را در سطح ملي با اجراي برنامه اقدام ملي و در سطح منطقه اي از طريق شبكه هاي موضوعي مطرح كرده است. باور عمومي بر اين است كه اجراي برنامه نه تنها در نهايت منجر به كاهش بيابانزايي و تعديل اثرات منفي خشكسالي مي شود، بلكه منجر به توسعه پايدار ميگردد. به عبارت ديگر مي توان گفت موضوع كنوانسيون بيابانزدايي و توسعه پايدار با يكديگر مرتبط مي باشند و لذا با توقف تخريب اراضي و ريشه كني فقر در ارتباط مستقيم هستند.
پيش از تصويب كنوانسيون و در طي 40 سال گذشته ، ايران تلاشهاي چشمگيري را در جهت مبارزه با بيابانزدايي انجام داده است كه حاصل آن شامل تثبيت بيش از 2 ميليون هكتار تپه هاي ماسه اي متحرك و اراضي بياباني بوسيله استفاده از مالچهاي نفتي و جنگلكاري بوده است. همچنین توسعه زيست محيطي و فنآوري و تشويق دانش سنتي در اصلاح و احياء فضاي سبز در اراضي تخريب شده و در نهايت احياء بيش از 10 ميليون هكتار از اراضي مرتعي در مناطق خشك و نيمه خشك ايران با همكاري نزديك دامداران و عشاير از جمله فعالیت های دیگر بیابانزدایی در کشورمیباشد.
برنامه اقدام ملي بيابانزدايي دلايل اساسي تخريب سرزمين راه مطرح مي كند و ميزان فعاليتهاي لازم براي جلوگيري و يا كاهش اين عوامل را تعيين مي كند. باتوجه به اهمیت موضوع کنوانسیون بیابانزدایی ، دولت جمهوري اسلامي ايران بخش بزرگي از درآمد ملي خود را به مقابله با بیابانزایی و كاهش اثرات خشكي اختصاص داده است. بعد از چند سال چالش بين دستگاههاي مختلف دولتي و بخش خصوصي و بهره برداران برنامه اقدام ملي بيابانزدايي ايران آماده بوسيله نهادهاي مربوطه مانند كميته ملي بيابانزدايي تصويب گرديد. هدف كلي در اين راستا استفاده موثر و محدود از منابع موجود مي باشد.
شنبه یازدهم شهریور 1385
مديريت مراتع و مقابله با بيابانزايي
ايران كشوري پهناور با مساحتي بالغ بر 165 ميليون هكتار است كه بيش از 80درصد آن در مناطق خشك ، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب قرار گرفته است. منابع طبيعي تجديد شونده آن كه جزء با ارزشي از محيط هاي طبيعي كشور مي باشد توسط اجداد ما در طول ساليان متمادي به طور بهينه اي حفاظت و مورد بهره برداري قرار گرفته اند.
در طول ساليان دراز ايرانيان كهن استفاده معقولانه و صحيح از منابع شكننده و محدود واقع در اراضي خشك را فرا گرفته بودند و همچنين دريافته بودند مادامي كه ميان جمعيت ساكن بر روي كره زمين با منابع موجود تعادل برقرار باشد هيچ گونه خطر تخريبي كره زمين را تهديد نمي كند. در سالهاي اخير ، رشد بي رويه جمعيت كه پي آمد توسعه ناموزون است ،ضرورت نياز به منابع اوليه را افزايش داده، در نتيجه برخي از دانش هاي بومي و فنآوريهاي سنتي كارآيي خود را در مهار بيابانزايي از دست داده اند. روند روبه رشد تخريب زمين ناشي از مديريت نادرست منابع و بهره برداري مفرط از منابع اساسي توسط برخي جوامع از جمله مشهودترين اثرات توسعه ناموزون مي باشد. در حقيقت ، اثرات نامطلوب تخريب زمين و محيط زيست فرا منطقه اي بوده و بعنوان مهمترين مساله روز در جهان مطرح شده است. در نتيجه ، وجود چنين معضلاتي از يك سو و تحولات اساسي در زمينه مسائل زيست محيطي، ايدئولوژيكي و سياسي در دنياي كنوني به ويژه طي 2 دهه گذشته از سوي ديگر در چنان ابعادي به سرعت گسترش يافته كه توجه كليه جوامع جهاني به ويژه مردم و بخشهاي دولتي را به حفاظت و حمايت از اين منابع مهم و حياتي و با هدف دستيابي به توسعه پايدار معطوف نموده است.
استفاده بعنوان چراگاه بزرگترين شكل بهره برداري از سرزمين در حداقل 4/1 از سطح كره زمين، و بيش از 80% از سرزمين ايران مي باشد. رشد روز افزون جمعيت در جهان موجب افزايش بي رويه سطح تقاضا براي توليدات دامي و گياهي شده است. از اينرو غالباً يك گرايش عمومي در بين كشاورزان به افزايش شمار دام بدون در نظر گرفتن ظرفيت چراي مراتع تمايل دارند. در مراتع خشكتر، خطر بيابانزايي بواسطه چراي بيش از حد و زودهنگام بيشتر مشهود است. در مناطق مرطوبتر فشار ناشي از رشد جمعيت منجر به ايجاد رقابت بيشتر ميان دامداران و كشاورزان شده است. از اينرو مديريت بهينه مراتع كه مي بايست براساس انجام يك ارزيابي جامع از پتانسيل بالقوه و بالفعل شرايط كنوني در مراتع صورت پذيرد ، چالشي مهم براي دولتها و كاربران زمين به شمار مي رود. بنابراين نسل حاضر نه تنها بايستي در جهت حفظ و حراست اين ميراث با ارزش از طريق تلفيق و بكارگيري فنآوريهاي نو و دانش سنتي تلاش نمايند ، بلكه لازم است در اين تلاش نيازها و منافع نسل آتي را نيز مد نظر داشته باشند.



