تبليغاتX
خاک خوب

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387

به بهانه روز جهانی مقابله با بیابان زایی

        در پي تصميمات كنفرانس زمين در 1992 در برزيل كه سازمان ملل را ملزم به تهيه سه كنوانسيون زيست محيطي، تغييرات اقليمي، تنوع زيستي و مقابله با بيابان‌زايي نموده بود، پس از دو سال تلاش اعضاء سازمان ملل در تهيه و تدوين كنوانسيون مقابله با بيابان‌زايي و تعديل آثار خشكسالي‌ها، در سال 1994 مجمع عمومي سازمان ملل متحد روز 17 ژؤئن را (روز به تصويب رسيدن كنوانسيون توسط اعضا را) با هدف افزايش آگاهي عمومي در خصوص عوامل تخريب سرزمين و تهيج مردم و دولت مردان براي برنامه‌ريزي و اجراي بهتر برنامه‌ها و فعاليت‌ها به منظور مقابله با بيابان‌زايي به عنوان روز جهاني مقابله با بيابان‌زايي اعلام نمود. شعار روز جهاني مقابله با بيابان‌زايي در سال 2008 "مقابله با تخريب سرزمين براي كشاورزي پايدار" اعلام گرديده است.  اين شعار به خوبي مؤيد اين نكته است كه چنانچه جامعه جهاني در پي پايداري توليد در كشاورزي است بايد بتواند با برنامه‌ريزي عوامل تخريب سرزمين را كنترل نمايد. اين شعار در پي كاهش توليد محصولات كشاورزي غذايي، به خطر افتادن امنيت غذايي در تعداد زيادي از كشورهاي در حال توسعه و به دنبال آن افزايش جهاني قيمت غذا در سال گذشته مطرح شد.

نقشه امنيت غذايي دنيا

 

بيابان‌زايي چيست و آثار آن كدام است؟
بيابان‌زايي عبارت است از تخريب اراضي در مناطق خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب كره زمين(U.N., 1994) و كاهش توان توليد بيولوژيك اراضي كمترين نتيجه تخريب اراضي و بيابازايي است كه به فقير شدن بيشتر ساكنين اين مناطق خصوصا آنهايي كه وابستگي معيشتي بالايي به سرزمين دارند مي انجامد.
      اراضی خشک حدود 47 درصد سطح كره زمين را در بر می گيرند اما تنها حدود يك سوم مردم دنيا در اين مناطق ساکن هستند. اين اراضي از نظر توان توليد بيولوژيك و پتانسيل حمايت جمعيت انساني معمولا كم ظرفيت هستند و بيشتر جمعيت ساكن در اين مناطق در روستاها زندگي مي كنند كه از جمعيت ساكن در ساير مناطق نيز فقيرتر هستند. عمدتا از اين واقعيت‌هاي آماري چنين استنباط مي شود كه اراضی خشک از نظر زيست محيطي، اقتصادی و اجتماعی مناطقی غير قابل سکونت به شمار می روند. لذا شرايط سخت حاكم بر اين مناطق باعث شده كه به طور طبيعي هزينه‌هاي زيستن و تامين نيازهاي جوامع محلي ساكن در مناطق خشك گاها از نيازهاي مردم در ساير جوامع نيز فراتر باشد. تأمين اين نيازها با توجه به ديدگاه سنتي برنامه‌ريزان كشور كه بعضا منابع آب و خاك را خرج توسعه و تأمين نيازهاي متنوع جوامع محلي و يا شهري مي كنند و اين واقعيت كه مناطق خشک از قابليت توليد زيستي كمتري نسبت به ساير مناطق برخوردارند؛ فقر مردم اين مناطق به طور معمول با کاهش مداوم قابليت توليد اندک اراضی خشک در ارتباط است كه به آن بيابان‌زايي گفته مي شود. 

عوامل اصلي بيابان‌زايي عبارتند از:
• از بين بردن پوشش گياهي و جنگل زدايي
• تخليه مواد مغذي خاك از طريق كشاورزي
• توسعه شهري در اراضي مستعد كشاورزي
• آبياري غلط
• آلودگي منابع آب، خاك و هوا 
روز جهانی مقابله با بيابان‌زايي و اثرات خشكسالي‌ها در سال جاری با شعار " مقابله با تخريب سرزمين براي كشاورزي پايدار" برگزار می گردد . اين شعار از اين نقطه نظر انتخاب شده است که آثار بيابان‌زايي جز تخريب سرزمين و كاهش توان زيستي و توليدات زيستي آن نيست. بنابراين اگر مي خواهيم به پايداري توليد در كشاورزي و رفع فقر و محروميت از چهره توليد كنندگان محصولات كشاورزي بپردازيم بايد با رعايت اصول كنوانسيون مقابله با بيابان‌زايي در حفاظت از منابع آب و خاك و به كارگيري فنآوري‌هاي جديد نهايت بهره‌وري را در توسعه پايدار كشاورزي داشته باشيم.  
بیابانزایی اعم از اینکه نتیجه بهره برداری بیش از توان اکولوژیکی سرزمین باشد و یا حاصل پدیده طبیعی تغییر اقلیم، نه تنها مانع اولیه توسعه پایدار و موجب عدم پايداري در كشاورزي است بلکه با تخریب سرزمین شرایط اضمحلال جوامع و تمدن‌ها را فراهم مي كند. بنابراين تعریف معادل بیابانزایی، تخریب سرزمین كه تخریب منابع تولید را نشانه می گیرد و منجر به:
- كاهش توليد بيولوژيك
- نقصان حاصلخيزي خاك
- ناپايداري نظامهای توليدی
- فروپاشي شيوه هاي معيشت
- تهديد ساختارهاي اقتصادي اجتماعي مناطق تحت تاثير
- توسعه فقر و نابرابري هاي اجتماعي
- و تشديد بيكاري می گردد
و در نهايت رها سازي منابع توليد و مراكز زيستي، گسترش مهاجرت‌هاي زيست محيطي و كاهش كيفيت زندگي در جوامع تحت تاثير را به همراه داشته باشد. در این ارتباط می توان اذعان داشت که مرزهای جغرافیایی در مسایل منابع طبیعی و محیط زیست تنها خطوط فرضی روی نقشه جغرافیایی بوده و اثرات تخریب منابع طبیعی در مناطق متاثر براحتی به خارج از مرزهای جغرافیایی سرایت می کند و آن مناطق را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. (طوفان‌هاي گرد و خاك كه بخش‌هاي عمده كشور ما را در سال جاري تحت تاثير خود قرار داده حاصل بيابان‌زايي در كشور همسايه غربي ما به خوبي مؤيد اين مطلب است كه در صورت ادامه‌دار بودن اين وضعيت قطعا در آينده‌اي نزديك شاهد مهاجرت‌هاي زيست محيطي از اين منطقه خواهيم بود) 
اين نتايج و پيامدها از مصاديق بارز پديده بيابان‌زايي هستند. از منظر تاثیر بیابانزایی در تخریب زیر ساخت‌های اقتصادی و زیست محیطی کشورها و سرایت اثرات بیابانزایی به سایر مناطق است که این موضوع به یک معضل و مقوله جهانی تبدیل شد و جامعه جهانی را به تهیه و تصویب معاهده بین المللی مقابله با بيابان‌زايي و تعديل آثار خشكسالي ترغیب نمود.

شكل گيري كنوانسيون جهاني مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكسالي‌ها
 سه چالش جهاني كمبود آب شيرين، تغييرات اقليمي و گرمايش جهاني و تخريب سرزمين و بيابان‌زايي آنقدر جدي بود كه جامعه جهاني را وادار به برگزاري اولين و بزرگترين نشست سران كشورهاي جهان تحت عنوان كنفرانس زمين در سال 1992 ميلادي در برزيل كرد. اين سه پديده آنقدر با هم مرتبط هستند كه نمي توان يكي را بر ديگري غالب دانست و يا يكي را مسبب ديگري قلمداد كرد. ولي پیامدهای مخرب ناشی از اين سه پديده، جامعه جهانی را بر آن داشت تا اقدامات اساسی را در سطح بین‌المللی به مرحله اجرا در آورد. در این راستا در دستور کار 21 ملل متحد، اهتمام جهانی برای اتخاذ راهکارهای مناسب پیش بینی گردید و متعاقب آن در نشست‌های متعدد بین‌الدول سه كنواسيون جهاني تغييرات اقليمي، تنوع زيستي و مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكسالي‌ها شكل گرفت. كنوانسيون جهاني مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكسالي‌ها در تاريخ 17 ژوئن 1994 به تصويب اعضا رسيد. در تاريخ 9/10/ 75 از تصويب مجلس شوراي اسلامي گذشت و عملا كشور ما جزء متعاهدين به اين معاهده جهاني در آمد. و نهايتا با تاييد بيش از 50 مجلس قانون گذاري دنيا از سال 1996 بعنوان یک مکانیزم مناسب جهانی برای اجرای سیاستهای هماهنگ در مهار و کنترل بیابانزایی شروع بکار نمود. و در حال حاضر 193 كشور به عضويت آن در آمده اند.
بعد از عملياتي شدن كنوانسيون در سال 1996 و طي 10 سال تا سال 2006 دنيا تغييرات زيادي داشته است. اقدامات كشورهاي عضو و تجارب آنها طي اين مدت، در سال 2007 در مادريد منجر به تدوين راهبرد دهساله آينده اين معاهده گرديد كه بنام طرح و چارچوب راهبرد دهساله معروف شد. در اين راهبرد مقابله با بيابان‌زايي، تخريب سرزمين و خشكي به عنوان چالش‌هاي اساسي زيست محيطي جهاني ديده شده كه توجه ويژه جامعه جهاني را مي طلبد. تحت شرايط جديد تغييرات اقليمي و حدوث كاهش نهاده و سرمايه‌‌هاي طبيعي مانند آب و خاك، اهداف اين برنامه راهبردي بر تجميع همكاري‌هاي جهاني بر كاهش روند بيابان‌زايي و در نهايت منفعت رساني به مردم و اكوسيستم در تمام سطوح از طريق رسيدن به توسعه پايدار نهاده شده است. اهداف استراتژيك اين طرح روي تقويت و بارآوري اراضي، مديريت پايدار خدمات و كالاهاي اكوسيستم،حفاظت منابع آب و خاك و بهره‌مندي مردم مناطق تخريب يافته از ساير معيشت‌هاي جايگزين. بنابراين، اين راهبرد بر توجه روي چند چالش جهاني از جمله كمبود آب شيرين، امنيت غذايي، تغييرات اقليمي و تنوع زيستي تاكيد دارد.
 
الزام به اجراي مفاد كنوانسيون‌هاي جهاني:
وقتي كشوري به يك معاهده جهاني مي پيوندد بايد تمام مواد و بندهاي آنرا به طور دقيق اجرا نمايد. به عبارت ديگر دولت های جهان به روشنی الزامات پرشمار، مهم و مسئولیت آوری را در جهت جلوگيري از تخريب سرزمين، محرومیت زدایی و توسعه انسانی پایدار پذیرفته‌اند و بر وظایف سنگین خویش اعتراف کرده و بر اجرای آنها متعهد شده‌اند و این فرصت را فراهم آورده‌اند که از این پس رهبران و مصلحان اجتماعی و نهادهای مدنی همچون اتحادیه‌های صنفی، رسانه‌های متعهد مردمی و بالاخره سازمان‌های مردم نهاد از دولت‌ها درباره تعهداتشان پرسش کنند و آنها را به نقد بکشانند.

چه بايد كرد؟
براي اجراي كنوانسيون مقابله با بيابان‌زايي توجه به  طرح و چارچوب راهبرد دهساله تدوين شده مي تواند كارساز باشد از جمله اجراي ماده 10 كنوانسيون يعني تهيه و اجراي برنامه اقدام ملي مي تواند محور اصلي باشد مشروط بر اينكه اين برنامه در قالب برنامه‌هاي چشم انداز نظام و برنامه‌هاي دوره‌اي پنجساله اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جاي داده شود. هدف برنامه اقدام ملي شناسايي عوامل موثر بيابان‌زايي و معيارهاي عملي مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكساليها است. اين برنامه بايد:
1- همراه با استراتژي بلند مدت مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكساليها باشد و بر اجرا تاكيد داشته باشد و در سياست‌هاي ملي براي توسعه پايدار ادغام گردد.
2- به اجراي روش‌هاي پيشگيري از تخريب اراضيي كه هنوز تخريب نشده‌اند توجه ويژه نمايد.
3- توانايي‌هاي هواشناسي، آب شناسي، آب و هوايي در سطح ملي و سيستم‌هاي هشدار دهنده خشكساليها را تقويت كند.
4- اصلاحات متناسب با تغيير شرايط را جازه داده و در سطح محلي براي تطبيق با شرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و ژئوفيزيكي به اندازه كافي انعطاف پذير باشد. همچنين :
5- تقويت آمادگي در مقابله با خشكسالي‌ها و مديريت شامل طرح‌هاي پيش بيني خشكسالي در سطوح محلي، ملي، زير منطقه‌اي و منطقه‌اي
6- تاسيس و يا تقويت سيستم‌هاي امنيت غذايي به نحو مناسب، شامل تسهيلات ذخيره سازي و بازاريابي بخصوص در مناطق روستايي
7- توسعه برنامه‌هاي آبياري پايدار
8- تاسيس ساير پروژه‌هاي معيشتي جايگزين كه مي تواند منبع درآمدي براي مناطق در معرض خشكسالي باشد. اعتلاي شيوه‌هاي معيشتي جايگزين و بهبود محيط‌هاي اقتصاد ملي به منظور تقويت برنامه‌هاي فقرزدايي و تضمين امنيت غذايي، تقويت مديريت پايدار منابع طبيعي، فعاليت‌هاي كشاورزي پايدار، توسعه و استفاده موثر از منابع گوناگون انرژي خصوصا انرژي‌هاي پاك و افزايش آگاهي عمومي و ... 
  حفاظت از اراضي و خاك به عنوان يكي از ملزومات اساسي موضوع تغييرات اقليمي براي تامين اهداف هزاره از جمله فاكتورهاي اساسي مثل جلوگيري از مهاجرت‌هاي زيست محيطي، كاهش عوامل درگيري‌هاي اجتماعي و كاهش اثرات منفي حوادث طبيعي ناگوار مي باشد. اين پديده در آفريقا جامعه جهاني، خصوصا كشورهاي توسعه يافته اروپايي را به هراس انداخته است. به طوري كه دليل علاقه‌مندي اين كشورها به سرمايه‌گذاري در كاهش عواقب بيابان‌زايي در اين كشورها بيشتر از اين منظر برايشان توجيه پذير است كه مانع مهاجرت‌هاي زيست محيطي از اين قاره به سوي اروپا شوند. ضمن اينكه  اين كمك‌ها براي نشاندادن ژست رفتارهاي انساني توسط اين كشورها كه همواره يكي از اهرم‌هاي عوام فريبي آنها بوده است نيز لازم مي باشد.
اعلامیه اهداف توسعه هزاره ابعاد محرومیت انسانی را در 8 بند مورد توجه قرار داده و به دنبال همگرایی فعالیت‌های جهانی برای خروج نسل بشر از آنها می باشد:
1- فقر و گرسنگی
2- بی سوادی و عدم
دسترسی به آموزش مناسب
3- بیکاری جوانان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن
4- محرومیت زنان و نابرابری جنسیتی در دسترسی به منابع قدرت
5- عدم توجه به اصول توسعه پایدار به ویژه تخریب منابع زیستی
6- عدم دسترسی به بهداشت مناسب برای کودکان و مادران و ...
7- شیوع بیماری های واگیردار
8- عدم وجود روحیه تعاون و همکاری بین جامعه جهانی
بندهاي 1، 3 و 5 اين اعلاميه يعني (فقر و گرسنگی، بیکاری جوانان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن و عدم توجه به اصول توسعه پایدار به ویژه تخریب منابع زیستی) به طور مستقيم با تخريب سرزمين و ناپايداري كشاورزي ارتباط دارد. از اين جهت افرادي كه زندگي و معيشت آنها به توليدات زيستي سرزمين بستگي دارد در اثر وقوع بيابان‌زايي بيش از ديگران آسيب مي بينند. به همين ترتيب كشورها و جوامعي كه اقتصاد آنها بر پايه توليدات زيستي و با تكيه بر توان زيستي سرزمين استوار است بيش از ديگر كشورها در شرايط خشكسالي و يا تخريب سرزمين آسيب مي بينند. لذا پرداختن به اهداف كنواسيون مقابله با بيابان‌زايي و تعديل آثار خشكسالي خود بخود بخش اعظم اهداف اعلاميه هزاره را پوشش مي دهد.

برنامه اقدام ملي مقابله با بيابان‌زايي
ماده 10 معاهده جهاني مقابله با بيابان‌زايي كشورهاي عضو را متعهد و موظف كرده است براي اجراي اين معاهده در كشور، سندي جامع تحت عنوان برنامه اقدام ملي تدوين نمايند. اين سند در ايران تقريبا بعد از حدود 10 سال با همکاری سازمانهای مسئول و تاثیرگذار و مشارکت جوامع مدنی تدوین گردید. اين برنامه از اين جهت كه بايد نشان از روحيه و نمایانگر عزم ملی کشور جهت مواجه اصولی با موضوع بیابانزایی و راهبردهای کلان برای حفاظت و اصلاح و احیای مناطق تخریب یافته باشد، منطبق با این اهداف كنوانسيون مي باشد.
- اصل اول در تهيه و اجراي برنامه اقدام ملي اين است كه موفقیت در مقابله با بیابانزایی مستلزم فعالیتهای هماهنگ و رهیافت یکپارچه جهت بهبود اقتصاد و معیشت مردم محلی،
- اصل دوم رويكرد جامع نگردر تدوين و اجراي برنامه هاي هماهنگ با تكيه بر حفاظت از منابع ‌بايه توليد و بهره برداري اصولي از منابع آب و خاك و جنگل و مرتع
- اصل سوم مشاركت واقعي مردم در برنامه ريزي و اجرا كه زماني تحقق خواهد يافت كه مردم منافع كمي و كيفي از مشاركت را به طور عيني ببينند. لذا چهارچوب برنامه اقدام ملی مقابله با بیابانزایی جمهوری اسلامی ایران ضمن پوشش محورهاي اصلي برنامه‌هاي توسعه اقتصادي، اجتماعي بر ارکان مترقي زیر استوار است:
1- شناسائی و کنترل عوامل موثر بر بیابانزایی
2- حمایت از مدیریت پایدار منابع ‌طبيعي از طریق حفاظت، احیاء، توسعه و بهره‌برداری پایدار از آنها
3- حمایت از معیشت پایدار در مناطق مبتلابه و معيشت‌هاي جايگزين از طریق افزایش درآمدها، اشتغالزایی و بهبود استانداردهای اقتصادی و اجتماعی
4- تقویت نقش جوامع محلی و توانمندسازی آنها به منظور مشارکت در تصمیم گیری، برنامه‌ریزی، طراحی، اجرا، نظارت و ارزیابی
لذا برای دستیابی به سیستمی هماهنگ و منسجم متکی بر ارکان فوق، مجموعه‌ای از برنامه‌های بخشی و فرابخشی با هماهنگی و همکاری نهادهای مرتبط با موضوع برنامه‌های مقابله با بیابانزایی تصویب گردیده است. در قسمت برنامه های فرابخشی مواردی نظیر:
- جلب مشارکت مردمی و آموزش های عمومی
- استمرار سیاست برنامه تنظیم جمعیت
- برنامه های فرهنگی و اطلاع‌رساني
- توسعه تحقیقات کاربردی و تلفیق آن با دانش بومی
- اصلاح قوانین
- ساماندهی تشکیلاتی
- برنامه‌های تعدیل آثار خشكسالي و
- مدیریت پایدار منابع انرژی
مورد تاکید قرار گرفته است .
همچنین در قسمت برنامه‌های بخشی و در مورد آب، خاک، کشاورزی توجه ویژه‌ای به موارد زیر معطوف گردیده است .
- مدیریت پایدار اراضی کشاورزی
- مدیریت پایدار منابع‌طبيعي تجدید شونده
- مدیریت پایدار منابع آب
هرچند تا این زمان براي تحقق موارد پیش گفته جهت گیری‌های مناسبی در دستگاه‌هاي برنامه‌ريزي و اجرايي كشور صورت گرفته كه به عنوان مثال میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
- تشكيل كميته ملي مقابله با بيابان‌زايي با مشاركت 6 وزارتخانه و 4 سازمان مستقل
- رويكرد كاهش مصرف سوخت‌هاي فسيلي با اجراي قانون سهميه‌بندي
- تلاش در جهت رعايت اصل جامع‌نگری و تحقق اصول یکپارچه نگری در تدوين برنامه‌ها و فعاليت‌هاي توسعه‌اي كشور
- توجه ویژه به موضوع بنیان گذاری و تقویت سیستم هشدار اولیه هواشناسی به منظور اعمال تحقق تعدیل آثار خشكسالی
- تشكيل ستاد خشكسالي و اختصاص اعتبارات لازم براي مديريت بحران
- تدوین دستورالعمل اصلاح و بهبود روش‌های آبیاری به همراه فراهم كردن تسهيلات بانكي كم بهره به منظور امکان صرفه جویی در مصرف آب و استفاده بهینه از آن
- بسترسازی به منظور تقویت و توسعه اکوتوریسم مناطق بیابانی با هدف تنوع بخشی شیوه‌های معیشت و ارتقاء سطح درآمد ساکنان مناطق بیابانی
الزامات آتي كشورها در راه اجراي كنوانسيون
ولي تا زماني كه برنامه بلندمدت اقدام ملي براي مقابله با بيابان‌زايي در برنامه هاي پنجساله توسعه اقتصادي اجتماعي كشور گنجانده نشود اميدي به اجراي يكپارچه و جامع آن وجود ندارد.
در پايان در ارتباط با اتخاذ تدابیر لازم در جهت  تسهیل درامور و دستیابی به اهداف کنوانسیون  پیشنهاد می گردد :
1. تصویب سیاست‌های کلان نظام برنامه‌ريزي كشور در راستای اهداف و اصول مورد تاکید کنوانسیون مقابله با بیابانزایی و کاهش اثرات خشکسالی ملل متحد در هيئت محترم دولت
2. بررسی و تصویب برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و تصمیم گیری در خصوص لزوم بازنگری در آن در هيئت محترم دولت و ملزم نمودن ساير وزارتخانه‌ها و نهادهاي مرتبط در اجراي مفاد برنامه اقدام ملي
3. نظارت عالی بر روند هماهنگی سیاست‌ها و فعاليت‌هاي بین بخشی در اجرای برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی 
4. بررسی و  تعیین مکانیزم‌های تامین مالی و اعتباری لازم برای اجرایی‌کردن برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالي
5. فراهم كردن ابزار قانوني و تشكيلاتي لازم براي بهره‌مندي از امكانات و تسهيلات بين المللي
6. ایجاد زمینه‌های مناسب جهت مشارکت هر چه فعال جوامع محلی و نهاد‌های مدنی در فرایند تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و اجرای برنامه اقدام ملی در سطوح مختلف 
7. برنامه‌ریزی در تقویت همکاری‌های زیر منطقه‌ای ، منطقه‌ای و بین‌المللی در امر مقابله با بیابانزايی
8. حمایت از فعالیت‌های علمی پژوهشی كاربردي و فنی در راستای  مقابله با بیابان‌زایی
9. تلاش در جهت گسترش همكاري‌هاي متقابل كنوانسيون‌هاي مقابله با بيابان‌زايي، تغيير اقليم و تنوع زيستي در كشور و منطقه

نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 11:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم آذر 1385

A minimum data set for assessing soil quality in rangelands

Abstract. To identify the functioning of the soil-landscape system and its effects on plant growth for native rangeland, we developed a general approach for choosing the most representative indicators from large existing data sets, using data from mountainous rangeland in northern Iran. The approach involves identifying a suite of soil indicators and landscape attributes for an area of relatively uniform climate. The interrelationships between soil properties and plant growth in various landscape units were investigated and interpreted based on statistical analysis and expert knowledge. Multivariate statistical techniques were used to determine the smallest set of chemical, physical, and biological indicators that account for at least 70% of the variability in the whole soil data set at each site. We defined this set as the minimum data set (MDS) for evaluating soil quality. Considering time consuming and budget two minimum data sets were selected. The MDSs were selected for their ability to predict soil stability and productivity, as components of site potential assessment for extensive grazing. The efficacy of the two chosen MDSs were evaluated for their capacity to assess range capability by performing multiple regressions of each MDS against the plant growth characteristics: total yield, herbaceous plant production, and utilizable forage as iterative dependent variables. Variations in the plant response variables were best predicted by the variables, soil profile effective thickness, followed by nutrient cycling index, which is a landscape function indicator; total nitrogen; slake test; first layer thickness; and water retention at wilting point. Considering relationships between soil properties and plant growth indicates that plant variables in this rangeland are more sensitive to soil physical properties than to soil chemical properties.

Key words: soil quality index; soil physical properties; soil chemical properties; rangelands; principal components analysis.

To find out full text  you can go to GEODERMA 136 (2006) 229-234


نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 15:38 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم آبان 1385

لزوم ايجاد نظام تحقيقاتي مناسب براي ارزيابي روند بيابانزايي در کشور

با توجه به اينكه تاثيرات هر كدام از عوامل بیابانزدایی در زمان و مكان تغيير مي كند ، ارزيابي ميزان بيابانزايي و نوع تخريب ناشي از عوامل بيابانزايي اعم از فعاليت‌هاي انساني يا عوامل اقليمي بسيار مهم است. اين ارزيابي بايد با ملاحظات تنوع زيستي و معيارهاي كمي متناسب با جنبه هاي فرهنگي و پيشينه شاخص‌هاي سنتي مورد توجه قرار گيرد. اجراي ارزيابي و ارزشيابي فعاليت‌ها و برنامه، نيازمند اطلاعات اساسی منابع، فعاليت‌هاي تحت پوشش و حساسيت‌هاي منابع مي باشد. ارزيابي بيابانزايي و فعاليت‌هاي مرتبط با بيابانزدايي بر پايه شاخص‌ها و خصوصيات هر ناحيه مي باشد. يكي از مشكلات عمده در ارزيابي بيابانزايي و فعاليت‌هاي مرتبط به بيابانزدايي عدم وجود اطلاعات و داده هاي به هنگام و در دسترس مي باشد. سيستم‌هاي سنتي براي تحقيقات و ارزيابي هاي اقتصادي اجتماعي كاربردي نيستند. اين به دليل غير قابل انطباق بودن و كيفيت پايين اين سيستم‌ها مي باشد. بنابراين تاسيس يك بانك اطلاعات در كشور و برقراري سيستم‌هاي پيشرفته جمع آوري داده ها براي جمع آوري و تجزيه و تحليل داده ها ضروري است. بعلاوه، شاخص‌ها و معيارهاي وابسته براي ارزشيابي و كنترل فعاليت‌ها و نتايج آنها و تغييرات اقليمي بايد تعيين شود. تاسيس نظام تحقيقاتي مناسب براي تعين شاخص‌ها و معيارها از اولويت‌هاي اول برنامه ارزيابي و پايش مي باشد. همچنين در سيستم دائمي پايش بايد اطلاعات مربوط به موفقيت ها و شكست‌هاي عمليات اجرايي و برنامه ها را هر 5 تا 7 سال يكبار جمع آوري و تجريه و تحليل نمود.

 

نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 10:14 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم مهر 1385

ارزيابي روند بيابانزايي


با توجه به اينكه تاثيرات هر كدام از عوامل بیابانزدایی در زمان و مكان تغيير مي كند ، ارزيابي ميزان بيابانزايي و نوع تخريب ناشي از عوامل بيابانزايي اعم از فعاليت‌هاي انساني يا عوامل اقليمي بسيار مهم است. اين ارزيابي بايد با ملاحظات تنوع زيستي و معيارهاي كمي متناسب با جنبه هاي فرهنگي و پيشينه شاخص‌هاي سنتي مورد توجه قرار گيرد. اجراي ارزيابي و ارزشيابي فعاليت‌ها و برنامه، نيازمند اطلاعات اساسی منابع، فعاليت‌هاي تحت پوشش و حساسيت‌هاي منابع مي باشد. ارزيابي بيابانزايي و فعاليت‌هاي مرتبط با بيابانزدايي بر پايه شاخص‌ها و خصوصيات هر ناحيه مي باشد. يكي از مشكلات عمده در ارزيابي بيابانزايي و فعاليت‌هاي مرتبط به بيابانزدايي عدم وجود اطلاعات و داده هاي به هنگام و در دسترس مي باشد. سيستم‌هاي سنتي براي تحقيقات و ارزيابي هاي اقتصادي اجتماعي كاربردي نيستند. اين به دليل غير قابل انطباق بودن و كيفيت پايين اين سيستم‌ها مي باشد. بنابراين تاسيس يك بانك اطلاعات در كشور و برقراري سيستم‌هاي پيشرفته جمع آوري داده ها براي جمع آوري و تجزيه و تحليل داده ها ضروري است. بعلاوه، شاخص‌ها و معيارهاي وابسته براي ارزشيابي و كنترل فعاليت‌ها و نتايج آنها و تغييرات اقليمي بايد تعيين شود. تاسيس نظام تحقيقاتي مناسب براي تعين شاخص‌ها و معيارها از اولويت‌هاي اول برنامه ارزيابي و پايش مي باشد. همچنين در سيستم دائمي پايش بايد اطلاعات مربوط به موفقيت ها و شكست‌هاي عمليات اجرايي و برنامه ها را هر 5 تا 7 سال يكبار جمع آوري و تجريه و تحليل نمود. 

نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 13:49 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم مهر 1385

ارزيابي روند بيابانزايي


با توجه به اينكه تاثيرات هر كدام از عوامل بیابانزدایی در زمان و مكان تغيير مي كند ، ارزيابي ميزان بيابانزايي و نوع تخريب ناشي از عوامل بيابانزايي اعم از فعاليت‌هاي انساني يا عوامل اقليمي بسيار مهم است. اين ارزيابي بايد با ملاحظات تنوع زيستي و معيارهاي كمي متناسب با جنبه هاي فرهنگي و پيشينه شاخص‌هاي سنتي مورد توجه قرار گيرد. اجراي ارزيابي و ارزشيابي فعاليت‌ها و برنامه، نيازمند اطلاعات اساسی منابع، فعاليت‌هاي تحت پوشش و حساسيت‌هاي منابع مي باشد. ارزيابي بيابانزايي و فعاليت‌هاي مرتبط با بيابانزدايي بر پايه شاخص‌ها و خصوصيات هر ناحيه مي باشد. يكي از مشكلات عمده در ارزيابي بيابانزايي و فعاليت‌هاي مرتبط به بيابانزدايي عدم وجود اطلاعات و داده هاي به هنگام و در دسترس مي باشد. سيستم‌هاي سنتي براي تحقيقات و ارزيابي هاي اقتصادي اجتماعي كاربردي نيستند. اين به دليل غير قابل انطباق بودن و كيفيت پايين اين سيستم‌ها مي باشد. بنابراين تاسيس يك بانك اطلاعات در كشور و برقراري سيستم‌هاي پيشرفته جمع آوري داده ها براي جمع آوري و تجزيه و تحليل داده ها ضروري است. بعلاوه، شاخص‌ها و معيارهاي وابسته براي ارزشيابي و كنترل فعاليت‌ها و نتايج آنها و تغييرات اقليمي بايد تعيين شود. تاسيس نظام تحقيقاتي مناسب براي تعين شاخص‌ها و معيارها از اولويت‌هاي اول برنامه ارزيابي و پايش مي باشد. همچنين در سيستم دائمي پايش بايد اطلاعات مربوط به موفقيت ها و شكست‌هاي عمليات اجرايي و برنامه ها را هر 5 تا 7 سال يكبار جمع آوري و تجريه و تحليل نمود. 

نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 13:49 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385

برنامه‌هاي مقابله با بيابانزايي در سطح منطقه اي

بر پايه كنوانسيون مقابله با بيابانزايي كشورهاي در معرض خطر بايد در اجراي برنامه ها و فعاليت‌هاي بيابانزدايي خود براي مديريت پايدار سرزمين، ارتباطات منطقه اي و يا چند جانبه داشته باشند. براي همكاري‌هاي علمي و فني و تقويت موسسات مرتبط، دبيرخانه كنوانسيون مقابله با بيابانزايي 6 برنامه موضوعي را در قالب شبكه هاي منطقه اي سازماندهي كرده است. براي همكاري‌هاي منطقه اي مقابله با بيابانزايي در همين ارتباط جمهوري اسلامي ايران بدليل حسن شهرت خود در آسيا در زمينه مديريت مراتع و تثبيت شن‌هاي روان بعنوان ميزبان اين شبكه موضوعي انتخاب گرديد. از نقطه نظر تشكيلاتي، فن آوري، تحقيقاتي و ظرفيت‌هاي آموزشي و توانايي‌هاي ايران، كشور ما مي تواند با ديگر كشورهاي منطقه در زمينه فعاليتهاي مقابله با بيابانزايي همكاري كند.

منابع انساني و مالي قابل توجهي به اجراي طرحهاي احياء اراضي بياباني و خشك تخصيص داده شده كه در زمينه مديريت مرتع ، تثبيت شن واستحصال آب ، كنترل سيلاب و جنگلداري صرف شده است. در نواحي خشك موفقيت هاي خوبي هم در زمينه اجراي پروژه هايي كه دولت مجري آنها بوده و هم پروژه هايي كه از طريق مردم با هدايت دولت به اجرا در آمده حاصل شده است. با توجه به اين توانائي‌ها جمهوري اسلامي ايران به عنوان ميزبان شبكه سوم شبكه هاي منطقه اي ( شبكه مرتع و تثبيت شن) به كارگزاري سازمان جنگل‌ها ، مراتع و آبخيزداري كشور انتخاب شد. همكاري ساير بخش‌هاي درون وزارتخانه اي و سازمان‌هاي ملي، منطقه اي و بين المللي مي تواند پيشنهادات اجرايي و كمك‌هاي ارزشمندي را به ساير كشورهای منطقه ارائه نمايد.

نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 15:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم شهریور 1385

اهداف اصلي تنظيم برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي

1-تعيين فاكتورهاي موثر در بيابانزايي و تعیین سطوح فعالیت ها و برنامه های اجرایی براي مقابله با بيابانزايي و كاهش اثرات خشكي
2- ايجاد سيستم‌هاي هشدار سريع خشكسالي
3- افزايش آگاهي‌ها و رشد مقبوليت اجتماعي با محوريت حفاظت از محيط زيست و استفاده اصولي از منابع پايه
4- حفظ محيط زيست و ذخيره گاه‌هاي اكولوژيكي
5-تثبيت تپه هاي ماسه اي روان در مناطق بحراني و تبديل اراضي شني و لم يزرع به اراضي توليدي
6- توسعه برنامه هاي آبياري پايدار
7- كشاورزي پايدار و مديريت صحيح پوشش گياهي طبيعي، آب و خاك توسط كشاورزان كه در نتيجه منجر به افزايش توليدات كشاورزي و سودآوري اين حرفه مي شود.
8- تشويق مشاركت عمومي در برنامه ريزي و فعاليت‌هاي مقدماتي براي يافتن شكل كاربري و بهره برداري صحيح اراضي كه هر دو در طولاني مدت منجر به كاهش فقر و توقف تخريب سرزمين مي شود.
9- كاهش مهاجرت به نواحي شهري از طريق توسعه اقتصادي اجتماعي جوامع روستايي و تاسيس يك الگوي معيشتي جايگزين كه تامين كننده درآمد در نواحي مستعد به خشكي است.
برنامه هاي توسعه طولاني مدت و استراتژي مديريت منابع طبيعي در ايران بر پايه توسعه پايدار با ديدگاه عمدتاً حفاظتي استوار مي باشد. بعضي از عناصر اين استراتژي عبارتند از :
1- اجراي برنامه هاي حفاظت خاك و مديريت آبخيز در سطح ملي از طريق مشاركت
2- حفاظت جنگل و مرتع و اجراي عادلانه و با ثبات برنامه هاي توسعه پايدار اكولوژيكي
3- برنامه جايگزيني سوخت فسيلي در جوامع عشايري ، اين برنامه پايه توسعه جنگل و سيستم‌هاي اكولوژيكي ديگر است
4- ارتقاء و توسعه مشاركت جوامع روستايي در مديريت و بهره برداري مراتع و جنگل‌ها كه در كل به حفاظت منابع طبيعي مي انجامد.
5- توسعه برنامه هاي پايدار براي مقابله با فعاليتهاي بيابانزا
6- مشاركت فعال مردم در فعاليت‌هاي مديريت آبخيز
7- كنترل سيل و استحصال آب و بهره برداري از آبهاي سطحي
8- تهيه و اجراي طرح ملي آمايش سرزمين براي پايداري و كارآمد نمودن مديريت منابع طبيعي
9- مديريت مراتع بر پايه مديريت جامع منابع متكي بر اصول توسعه پايدار
نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 11:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم شهریور 1385

مقابله با پديده بيابانزايي در كشور

سطح ملي :
بيابانزايي به معني تخريب سرزمين و كاهش توان تولیدی آن به هيچ وجه معضل جديدي نبوده ، بلكه بخشي از پديده توسعه طبيعي كشور ما بشمار مي آيد. اكوسيستم اراضي خشك حدود 78 ميليون هكتار از اراضي ايران را در بر مي گيرد كه از اين ميزان اراضي بياباني شده و بيابان‌ها بالغ بر 32 ميليون هكتار است. بيابانزايي مانع اوليه توسعه پايدار بشمار مي آيد. بيابانزايي نتيجه بهره برداري بی رویه از منابع توسط عوامل انساني و اثرات پديده‌هاي طبيعي نظير تغيير اقليم مي باشد. در گذشته برخي اوقات اعتقاد بر اين بود كه اثرات بهره برداري نامناسب از منابع طبيعي و مديريت نادرست محيط زيست در يك منطقه تنها محدود به همان منطقه و مناطق همجوار آن مي شود. ليكن امروز، اين مسئله ثابت گرديده كه اثرات اين معضل مي تواند به وسعت كره زمين باشد.

در اين ارتباط، مي توان اذعان داشت كه مرزهاي جغرافيايي در مسائل مربوط به منابع طبيعي و محيط زيست تنها خطوطي فرضي روي نقشه جغرافيايي بوده و نمي توانند مانعي براي توسعه اين معضل بشمار آيند. بيابانزايي مهمترين مشكل موجود در اراضي خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب بوده و ابعاد اين مسئله تمامي مناطق را در سطح جهاني در برگرفته و تهديدي براي امرار معاش بيش از 900 ميليون جمعيت جهان بشمار مي آيد. اهميت اين مسئله جامعه جهاني را برآن داشت تا نسبت به برقراري معاهده مقابله با بيابانزايي در سال 1994 اقدام نمايد. جمهوري اسلامي ايران به مدد 40 سال تجربه موفق در امر مديريت منابع طبيعي و تثبيت شن‌هاي روان و مبارزه با بيابانزايي سهم بزرگي را در تدوین اين معاهده به خود اختصاص داده است اين كشور در سال 1996 كنوانسيون را تصويب نموده است.

كنوانسيون موضوع مقابله با بيابانزايي را در سطح ملي با اجراي برنامه اقدام ملي و در سطح منطقه اي از طريق شبكه هاي موضوعي مطرح كرده است. باور عمومي بر اين است كه اجراي برنامه نه تنها در نهايت منجر به كاهش بيابانزايي و تعديل اثرات منفي خشكسالي مي شود، بلكه منجر به توسعه پايدار ميگردد. به عبارت ديگر مي توان گفت موضوع كنوانسيون بيابانزدايي و توسعه پايدار با يكديگر مرتبط مي باشند و لذا با توقف تخريب اراضي و ريشه كني فقر در ارتباط مستقيم هستند.

پيش از تصويب كنوانسيون و در طي 40 سال گذشته ، ايران تلاشهاي چشمگيري را در جهت مبارزه با بيابانزدايي انجام داده است كه حاصل آن شامل تثبيت بيش از 2 ميليون هكتار تپه هاي ماسه اي متحرك و اراضي بياباني بوسيله استفاده از مالچ‌هاي نفتي و جنگل‌كاري بوده است. همچنین توسعه زيست محيطي و فن‌آوري و تشويق دانش سنتي در اصلاح و احياء فضاي سبز در اراضي تخريب شده و در نهايت احياء بيش از 10 ميليون هكتار از اراضي مرتعي در مناطق خشك و نيمه خشك ايران با همكاري نزديك دامداران و عشاير از جمله فعالیت های دیگر بیابانزدایی در کشورمیباشد.

برنامه اقدام ملي بيابانزدايي دلايل اساسي تخريب سرزمين راه مطرح مي كند و ميزان فعاليت‌هاي لازم براي جلوگيري و يا كاهش اين عوامل را تعيين مي كند. باتوجه به اهمیت موضوع کنوانسیون بیابانزدایی ، دولت جمهوري اسلامي ايران بخش بزرگي از درآمد ملي خود را به مقابله با بیابانزایی و كاهش اثرات خشكي اختصاص داده است. بعد از چند سال چالش بين دستگاه‌هاي مختلف دولتي و بخش خصوصي و بهره برداران برنامه اقدام ملي بيابانزدايي ايران آماده بوسيله نهادهاي مربوطه مانند كميته ملي بيابانزدايي تصويب گرديد. هدف كلي در اين راستا استفاده موثر و محدود از منابع موجود مي باشد.

نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 12:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم شهریور 1385

مديريت مراتع و مقابله با بيابانزايي

1- مديريت مراتع
ايران كشوري پهناور با مساحتي بالغ بر 165 ميليون هكتار است كه بيش از 80درصد آن در مناطق خشك ، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب قرار گرفته است. منابع طبيعي تجديد شونده آن كه جزء با ارزشي از محيط هاي طبيعي كشور مي باشد توسط اجداد ما در طول ساليان متمادي به طور بهينه اي حفاظت و مورد بهره برداري قرار گرفته اند.
در طول ساليان دراز ايرانيان كهن استفاده معقولانه و صحيح از منابع شكننده و محدود واقع در اراضي خشك را فرا گرفته بودند و همچنين دريافته بودند مادامي كه ميان جمعيت ساكن بر روي كره زمين با منابع موجود تعادل برقرار باشد هيچ گونه خطر تخريبي كره زمين را تهديد نمي كند. در سالهاي اخير ، رشد بي رويه جمعيت كه پي آمد توسعه ناموزون است ،ضرورت نياز به منابع اوليه را افزايش داده، در نتيجه برخي از دانش هاي بومي و فن‌آوري‌هاي سنتي كارآيي خود را در مهار بيابانزايي از دست داده اند. روند روبه رشد تخريب زمين ناشي از مديريت نادرست منابع و بهره برداري مفرط از منابع اساسي توسط برخي جوامع از جمله مشهودترين اثرات توسعه ناموزون مي باشد. در حقيقت ، اثرات نامطلوب تخريب زمين و محيط زيست فرا منطقه اي بوده و بعنوان مهمترين مساله روز در جهان مطرح شده است. در نتيجه ، وجود چنين معضلاتي از يك سو و تحولات اساسي در زمينه مسائل زيست محيطي، ايدئولوژيكي و سياسي در دنياي كنوني به ويژه طي 2 دهه گذشته از سوي ديگر در چنان ابعادي به سرعت گسترش يافته كه توجه كليه جوامع جهاني به ويژه مردم و بخش‌هاي دولتي را به حفاظت و حمايت از اين منابع مهم و حياتي و با هدف دستيابي به توسعه پايدار معطوف نموده است.
استفاده بعنوان چراگاه بزرگترين شكل بهره برداري از سرزمين در حداقل 4/1 از سطح كره زمين، و بيش از 80% از سرزمين ايران مي باشد. رشد روز افزون جمعيت در جهان موجب افزايش بي رويه سطح تقاضا براي توليدات دامي و گياهي شده است. از اينرو غالباً يك گرايش عمومي در بين كشاورزان به افزايش شمار دام بدون در نظر گرفتن ظرفيت چراي مراتع تمايل دارند. در مراتع خشكتر، خطر بيابانزايي بواسطه چراي بيش از حد و زودهنگام بيشتر مشهود است. در مناطق مرطوبتر فشار ناشي از رشد جمعيت منجر به ايجاد رقابت بيشتر ميان دامداران و كشاورزان شده است. از اينرو مديريت بهينه مراتع كه مي بايست براساس انجام يك ارزيابي جامع از پتانسيل بالقوه و بالفعل شرايط كنوني در مراتع صورت پذيرد ، چالشي مهم براي دولت‌ها و كاربران زمين به شمار مي رود. بنابراين نسل حاضر نه تنها بايستي در جهت حفظ و حراست اين ميراث با ارزش از طريق تلفيق و بكارگيري فن‌آوري‌هاي نو و دانش سنتي تلاش نمايند ، بلكه لازم است در اين تلاش نيازها و منافع نسل آتي را نيز مد نظر داشته باشند.
نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 14:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385

خاک چیست؟

 

مفهوم خاك
 مفهوم خاك يا soil  از زبان قديمي فرانسوي و ريشه لاتين solum  به معني كف يا زمين مشتق شده است. در نزد عامه مردم لفظ خاك به مواد خاکی خرد شده پوسته زمين اطلاق مي شود و بدين ترتيب از مواد سنگي محكم زيرين متفاوت است. از منظر يك مهندس راه وساختمان خاك را به منزله موادي مي دانند كه براي شالوده ساختمانها، راه ها و باند فرودگاه ها مورد استعمال قرار مي گيرد حال آنكه از نظر يك كشاورز خاك به محيطي گفته مي شود كه گياهان در آن رشد و نمو مي كنند و ماده اي است كه تغذيه و حمايت از گياهان را بر عهده دارد. از نظر علم خاك شناسي خاك محيط زنده اي است كه از تركيب مواد معدني، ماده آلي، آب، هوا و موجودات زنده شامل ميكروارگانسيم ها و كرم ها حاصل شده و همواره بواسطه اثر پنج عامل فيزيكي سازنده آن ( مواد مادري، زمان، آب و هوا، موجودات زنده و توپوگرافي) و مديريت در حال تغيير و تحول است(Hunt and Gilkes, 1992).

مفهوم حاصلخيزي و پتانسيل خاك
در اين مبحث با مفهومي سرو كار داريم كه كيفيت خاك  گفته مي شود. كيفيت خاك عبارت است "توانايي خاصي از خاك براي كاركرد  در شرايط طبيعي و يا در شرايط اكوسيستم طبيعي مديريت شده است به طوري كه بتواند توليدات پايدار گياهي و حيواني را تضمين كند، كيفيت آب و هوا را ثابت نگهدارد و يا بهبود بخشد و سلامتي انسان و موجوداتي را كه در آن زندگي مي كنند تامين نمايد" (Karlen et al., 2001). يك گياه براي استقرار در خاك و ادامه حيات، توليد محصول و تجديد نسل نياز به خاكي دارد كه بتواند آب، مواد مغذي و هوا به ميزان مناسب در اختيار آن قرار دهد. ميزان توانايي خاك در تامين اين نيازها پتانسيل خاك گفته مي شود و نوع بهره برداري از آن را رقم مي زند. پتانسيل خاك "مشخص كننده توانايي و استعداد خاك براي توليد يك گياه مشخص در شرايط خاص مديريت مي باشد" و با حاصلخيزي خاك كه عبارت از "كيفيتي از خاك كه در نتيجه آن مقادير مناسبي از تركيبات و مواد معدني را كه در حال تعادل نيز مي باشد براي رشد در اختيار گياه قرار مي دهد" متفاوت است. به عنوان مثال مناطق خشك عموما داراي خاك هاي حاصلخيزي هستند ولي الزاما چنانچه آب كافي در اختيار آنها قرار نگيرد نمي توانند محصول خوبي توليد كنند. اين توانايي در نوبت خود به خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك كه اصطلاحا  (خصوصيات خاك) گفته مي شود بستگي دارد.

نوشته شده توسط سید عطا رضایی در 9:32 |  لینک ثابت   •